الآخوند الخراساني ( مترجم وشارح : مهركش احسان )

33

غاية السؤول في شرح كفاية الأصول ( فارسى )

نكته سوم : وجه تعبير مرحوم آخوند به التى يمكن ان تقع بجاى الممهده اين است كه : علم اصول منحصر به مسائلى نيست كه سابقين براى استنباط احكام شرعى از آن استفاده مىكردند بلكه هر مسأله‌اى كه بشود طريق در استنباط احكام شرعى باشد ولو سابقين هم از آن استفاده نكرده‌اند جزء علم اصول هست . « 1 » نكته چهارم : اينكه مصنف در متن فقط شبهات حكميه را ذكر كردند براى اين است كه شبهات موضوعيه داخل در مسائل علم اصول نيستند زيرا وظيفه اصولى بيان كردن حكم كلى است نه جزئى ، لذا شبهات موضوعيه به قواعد فقهى ، نزديكتر است تا به مسائل اصولى .

--> - همچنين در اضافه غايت به علم اگر منظور از غايت و غرض ، آنچيزى باشد كه بر نفس قواعد واقعيه مترتب مىشود ( نه اغراض مترتبه بر تحصيل علم به آن ) بايد مراد از علم همين معنى باشد زيرا چنين چيزى تحت ضبط نيست بلكه باختلاف اعتراض داعيه به تحصيل آن مختلف مىشود مثلا ممكن است غرض محصل علم نحو حفظ كلام از خطا نباشد بلكه غرض‌اش چيز ديگرى باشد ( نهاية الافكار جلد 1 صفحه 5 و 4 ) ( 1 ) - عناية الاصول جلد 1 صفحه 12